حكيم ابوالقاسم فردوسى
1315
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
همى باش تا من بجنبم ز جاى * تو با لشكر خويش بگذار پاى چو زين روى و زان روى باشد سپاه * شود در سخن راى قيصر تباه بايران ورا دستگير آوريم * همه روميان را اسير آوريم ز درگه يكى چاره گر برگزيد * سخن دان و گويا چنانچون سزيد به دو گفت كاين نامه اندر نهان * همى بر بكردار كار آگهان چنان كن كه روميت بيند كسى * بره بر سخن پرسد از تو بسى بگيرد ترا نزد قيصر برد * گرت نزد سالار لشكر برد بپرسد ترا كز كجايى مگوى * بگويش كه من كهترى چاره جوى بپيمودم اين رنج راه دراز * يكى نامه دارم بسوى گراز تو اين نامه بربند بر دست راست * گر ايدونك بستاند از تو رواست برون آمد از پيش خسرو نوند * ببازو مر آن نامه را كرد بند بيامد چو نزديك قيصر رسيد * يكى مرد بطريق او را بديد سوى قيصرش برد سر پر ز گرد * دو رخ زرد و لبها شده لاژورد به دو گفت قيصر كه خسرو كجاست * ببايدت گفتن بما راه راست ازو خيره شد كهتر چاره جوى * ز بيمش بپاسخ دژم كرد روى بجوييد گفت اين بلا جوى را * بدانديش و بد كام و بدگوى را بجستند و آن نامه از دست اوى * گشاد آنك دانا بد و راه جوى ازان مرز دانا سرى را بجست * كه آن پهلوانى بخواند درست چو آن نامه برخواند مرد دبير * رخ نامور شد بكردار قير بدل گفت كاين بد كمين گراز * دلير آمدستم بدامش فراز شهنشاه و لشكر چو سيصد هزار * كس از پيل جنگش نداند شمار مرا خواست افگند در دام اوى * كه تاريك بادا سرانجام اوى و زان جايگه لشكر اندر كشيد * شد آن آرزو بر دلش ناپديد چو آگاهى آمد بسوى گراز * كه آن نامور شد سوى روم باز دلش گشت پر درد و رخساره زرد * سوارى گزيد از دليران مرد يكى نامه بنوشت با باد و دم * كه بر من چرا گشت قيصر دژم از ايران چرا بازگشتى بگوى * مرا كردى اندر جهان چاره جوى شهنشاه داند كه من كردم اين * دلش گردد از من پر از درد و كين چو قيصر نگه كرد و آن نامه ديد * ز لشكر گرانمايهيى برگزيد فرستاد تازان بنزد گراز * كزان ايزدت كرده بد بىنياز كه ويران كنى تاج و گاه مرا * به آتش بسوزى سپاه مرا كز آن نامه جز گنج دادن بباد * نيامد مرا از تو اى بدنژاد مرا خواستى تا بخسرو دهى * كه هرگز مبادت بهى و مهى بايران نخواهند بيگانهيى * نه قيصر نژادى نه فرزانهيى بقيصر بسى كرد پوزش گراز * بكوشش نيامد بدامش فراز گزين كرد خسرو پس آزادهيى * سخن گوى و دانا فرستادهيى يكى نامه بنوشت سوى گراز * كه اى بىبهار يمن ديو ساز